سخنان مقام معظم رهبری و مراجع تقلید عظام دربارۀ خطبۀ فدکیه حضرت زهرا سلام الله علیها

سخنان مقام معظم رهبری و مراجع تقلید عظام دربارۀ خطبۀ فدکیه حضرت زهرا سلام الله علیها                    
مقام معظم رهبریبسم الله الرحمن الرحیماگر محبت اهل بیت علیهما السلام و عشق جوشان به این عناصر الهی و ربانی نمی‌بود،مسلماً جریان شیعه با همۀ معارف مستحکم آن در طول زمان و تاریخ در میان این همه دشمنی باقی نمی‌ماند.

 سخنان مقام معظم رهبری و مراجع تقلید عظام دربارۀ خطبۀ فدکیه حضرت زهرا سلام الله علیها

مقام معظم رهبری

بسم الله الرحمن الرحیم
اگر محبت اهل بیت علیهما السلام و عشق  جوشان به این عناصر الهی و ربانی نمی‌بود،مسلماً جریان شیعه با همۀ معارف مستحکم آن در طول زمان و تاریخ در میان این همه دشمنی باقی نمی‌ماند.
دست کم نباید گرفت این عواطف را،این شور محبت را ،یقیناً منطق در به کرسی نشاندن سخن حق تأثیر زیادی دارد و بدون پشتیبانی منطق و حکمت، هیچ  حقی  را نمی‌شود برپا نگه داشت،اما گسترش گرایش به حق،بقاء این حق ماندگاردر طول تاریخ اسلام،جز با محبت،با مودت،با پیوند قلبی و عاطقی امکان پذیر نبود.
مقام فاطمه زهرا سلام الله علیها از جملۀ آن مقاماتی است که انسان‌های معمولی و متعارف ،امثال ما تصور آن مقام برایمان یا ممکن نیست یا دشوار است. معصوم است دیگر،معصوم!
نه به حسب مسؤلیت رسمی پیامبر(ص) است و نه به حسب مسؤلیت رسمی امام و جانشین پیامبر(ص)است،اما در رتبه،در حد پیغمبر و امام است.ائمه هدی علیهماالسلام، نام مبارک فاطمه‌ی زهرا را با عظمت و با تجلیل می‌برند. از معارف صحیفَۀ فاطمی نقل می‌کنند.این‌ها چیزهای بسیار عظیمی است. فاطمه زهرا سلام الله علیها این است.
آن چه که در زندگی ظاهری آن بزرگوار وجود دارد،علم و حکمت و معرفت است که حتی درخطبه ای مثل خطبۀ فدکیه معروف آن بزرگوار- که هم شیعه آن را نقل کرده هم اهل سنت.
بعضی از فقرات آن را لااقل و بعضی هم همۀ آن خطبه را نقل کرده اند- در آن چنان موقعیتی که بحث تعلیم نبود و خطاب مربوط به علم و معرفت نبود و یک محاجۀ سیاسی در واقع بود،حتی در این خطبه ، هم- وقتی نگاه می‌کنیم- در حمد و ثنای این خطبه،در مقدمات این خطبه،یک پارچه حکمت و معرفت از زبان دُرر بار آن بزرگوار در فضا منتشر شده و امروز به حمد الله برای ما باقی مانده است.این مقام علم و حکمت این بزرگوار است.
در عالیترین سطحی که قابل درک است،برای ما در این خطبۀ مبارکه،معارف الهی و معارف اسلامی ذکر شده است...
آیت الله صافی گلپایگانی
بسم الله الرحمن الرحیم
یکی از مواریث بزرگ اهل بیت علهما السلام و مصادر محکم اعتقادی اسلامی و مفاتیح معارف حقه و مدارک مهم ولایی،خطبه فصیحه بلیغه حضرت سیدة نساء العالمین فاطمه الزهرا علیها وعلی ابیها و بعلها و اولادها الأئمة الآف التحیة و السلام و الثناء است که آن حضرت در مسجد النبی(ص) خطاب به مهاجر و انصار ایراد فرمود.
این خطبه را که حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها بالبدیهه و الارتجال انشاء فرمودند از معجزات باهرۀ ظاهرۀ خاندان رسالت و منبع مهم حقایق عالیه و مطالب حقه است،که از غیر آن حضرت،که صاحب علوم لدنیه و عالمه به مطالب غیبیه و مویده به تأییدات ربانیه است، اظهار چنین موقف علمی،آن هم به ارتجال معجزه و الهام از عالم غیب و کاشف، از صلاحیت‌های ملکوتی سراینده می‌باشد.
ما را نمی‌رسد که پیرامون عظمت این خطبه و درس‌ها و پیام هایی که برای جهانیان،مخصوصاً امت اسلام تا روز قیامت دارد سخن بگوییم. بلیغان و فصیحان ، هر چند فصیح واستاد و آگاه از عوالم معنوی و ملکوتی انسان باشند، از مدح و وصف این بانوی بزرگ عالم اصطفاء و پدر بزرگوارش، شخص اول ممکنات و شوهر عظیم الشأن او حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام،عاجز و ناتوانند؛البته محور و ملاک وحدت جامعه بشری در همه شعب حیات، هدایت‌های وحیانی قرآنی و تعالیم نبوی و ارشادات ولایی است.همه برکات حقیقی از این بیت شریف نورافشان است. درس توحید صحیح و کامل را باید از این خاندان گرفت و راه سعادت  دنیا و آخرت را از آنها آموخت که صراط مستقیم می‌باشند. در اینجا فقط به یک جمله از این خطبه شریف- که متضمن وحدت امت و امان از تفرقه و جدایی است-اشاره می‌شود.
قالت سلام الله علیها:
«جعل الله طاعتنا نظاماً للملة و امانتنا اماناً من الفرقة»
آنچه باید به آن توجه شود، این است که در مسائل مورد اختلاف امت،اگر شخصیتی که صاحب مقام عصمت و منصوب و منصوص من الله نباشد، اختلافات فکری و عقیدتی و فرقه ای، نظم جامعه را مختل و موجب سلب امنیت و آرامش می‌گردد.
از این جهت،به قاعده لطف و حکم عقل،لازم است که چنین شخصی را خداوند به مردم معرفی کند و به کلام او،همان اعتبار{ما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی} عطا فرماید. بر این مطلب، هم عقل و هم قرآن مجید و هم سنت و نصوص نبویه دلالت دارند. بدیهی است این برنامۀ حفظ وحدت، دارای دو جهت و دو بخش است. بخش نخست آن، همان نصب و نص الهی و شرعی است که حاصل است و بخش دوم آن،پذیرش مردم و شناخت صحیح صاحب این مقام است که متأسفانه در نظام تشریع اگر چه بخش اول تأمین شده است، اما بخش دوم را معاندین در مقام اطاعت ترک نمودند و راه هواهای نفسانی و مقاصد دنیوی خود را برگزیدند. اگر این مخالفت پیش نیامده بود و همه به نصب الهی تسلیم شده و مطیع نظام امامت که حضرت زهرا سلام الله علیها  به آن اشاره فرموده اند، عمل کرده بودند، امت بلکه عالم انسانیت در وحدت و اتفاق سیر صحیح را طی می‌نمود و مقاصد الهی از بعثت و وحی و ارسال ورسل و انزال کتب تأمین می‌شد. اما حب جاه و ریاست موجب شد که به اضلال و اغواء تنی چند،این مقصد چنانکه پیش بینی می‌شد حاصل نشود و حضرت زهرا سلام الله علیها در این خطبه،این موضوع و خطرات و تبعات سوء مخالف با امام منصوص را با بهترین و محکم‌ترین بیان تذکر داده و به همه هشدار داد و از آینده‌های پر از اختلاف ونزاع و جنگ و جدال خبر داد. او مثل کسی که به رأی العین ببیند،همه اوضاع سوء و نابسمانی هایی را که در آینده جلو آمد پیش بینی فرمود و مفاسد ستمکاران را که بر مردم و مال و ناموس آنها مسلط شدند را، تذکر داد. لذا به همه اتمام حجت فرمود و در عین حال،اگر چه امت راه اطاعت از امامت را نپیمود،امامان منصوب من الله، در ادوار و اعصار مختلف، برای جلوگیری از تفرقه ، وظایف سنگینی رابه عهده گرفتنند و تفرقه و اختلاف  را محکوم می‌نمودند که اهل بیت و ائمه طاهرین علیها السلام،همواره محور وحدت و حافظ حدود و ثغور شرع و شریعت بوده و هستنند.
در نهایت،باید عرض کنم که زبان الکن و قلم ناتوان از تفسیر و تبیین معارف الهی خطبه شریفه فاطمیه می‌باشد و اگر دانشمندان و علمای بزرگ و نویسندگان توانا و گویندگان دلسوز بخواهند دین حقیقی و اسلام واقعی را به مردم نشان دهند وآنان را از انحراف وضلالت و نگرانی‌ها نجات دهند،باید بیان این خطبه شریفه را وظیفه  خود دانسته و به هر مقدار که می‌توانند آن را برای جامعه بشریت بازگو کنند.
ودر درجه اول وظیفه حوزه علمیه و دانششگاه است که با بهترین روش و با استفاده از وسایل ارتباطی جدید، حقایق نهفته این خطبه را به جهانیان رسانده و جهان تشنه معنویت را با آن آشنا سازند. اینجانب هم،به سهم خود، از تمامی عزیزانی که در سر چنین شوری و در دل چنان سوزی دارند،تقدیر و تشکر می‌کنم و امیدوارم که این زحمات و خدمات مورد آن نظر کمیایی حضرت بقیة الله الاعظم ارواح العالمین له الفدا قرار بگیرد.
آیت الله وحید خراسانی
بسم الله الرحمن الرحیم
این خطبه غرا،شعاعی است از اشعه زهره زهرای مظلومه خاتمیت و پرتویی است از انوار شمع جمع اهل بیت عصمت و طهارت که چشم و چراغ اولیاء خدا به آن روشن است.
هر جمله آن خزینه ای است از حکمت وعرفان و گنجینه ای است ازعلم و ایمان و آیتی است از قدرت خالق منان که «خلق الانسان* علمه البیان»؛ فصاحت و بلاغتش ادبا را حیران و اشارات و لطائفش حکما را مبهوت و حقایق و معارفش،راسخون در علم را مجذوب نموده است.
که نمونه آن این است«و أشهد أن لا اله الا الله وحده لا شریک له کلمة جعل الاخلاص تأویلها و ضمن القلوب موصولها و أنارفی تفکر معقولها»
در جمله اولی، حقیقت کلمه توحید را از مرتبه اخلاص در احدیت و نفی انحاء ترکیب و اخلاص در واحدیت و نفی شریک تا مرتبه اخلاص احرار در عبادت و عبودیت و مقام «وجدتک أهلاً للعبادة فعبدتک» بیان کرد.
و در جمله دوم،به پیوند کلمه توحید با فطرت و نقش آن در قلوب پرداخت«و لئن سألتهم من خلق السماوات و الارض لیقولن الله»، تا وصول به مقام «بک عرفتک و أنت دللتنی علیک».
و در جمله سوم، به نور افشانی معقول این کلمه در افکار و عقول،به آیات علم و قدرت و حکمت اشاره کرد«سنریهم آیاتنا فی الافاق و فی أنفسهم حتی یتبین لهم أنه الحق».
إنشاء این خطبه إرتجالاً،هنگام تراکم آلام و مصائبی که«لو أنها صبت علی الایام صرن لیالیاً»،با اشتمال بر کنوز حقائق مبدأ و معاد و رموز دقائق علل الشرایع و حکم الأحکام وبیان «هوالذی أرسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله ولو کره المشرکون»، و تبیان« تبارک الذی نزل الفرقان علی عبده لیکون للعالمین نذیراً». برهان باهری است که روح آن مشکوۀ دو مصباح هدایت،منور است به نور علم «الله نور السماوات و الارض مثل نوره کمشکوة فیها مصباح المصباح فی زجاجة الزجاجة کأنها کوکب دری یوقد من شجرة مبارکة زیتونة لا شرقیة و لا غربیة یکاد زینتها یضیء و لو لم تمسسه نار نور یهدی الله لنوره من یشاء».
آیت الله مکارم شیرازی
بسم الله الرحمن الرحیم
لازم می‌دانم قبل ار هر سخن،از تمام عزیزانی که برای ثبت ملی این خطبه غراء کوشیده اند و از مؤسسات و دست اندر کاران تشکر نمایم و عنایت خاصه حضرت زهرا مرضیه را برای آنها از خداوند متعال مسئلت نمایم.حقیقت این است که زندگی حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها که به حق سیدة نساءالعالمین من الاولین و الاخرین لقب گرفته است،سر مشق بسیارآموزنده ای برای همه زنان جهان،بلکه برای همه مردان نیز می‌باشد.و دراین میان،خطبه‌های نورنی آن حضرت،مخصوصاً خطبه مسجد،نشانه آشکاری از مقام علم و تقوا،ژرف نگری و فداکاری و شجاعت و سخنوری آن حضرت است.
در این خطبه که معروف به خطبه مسجد است و آن را در برابر مهاجران و انصار ایراد فرمود و آن‌ها را به خاطر ترک حمایت از رهبر راستین مولی الموحدین امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام،زیر ضربات سخت‌ترین تازیانه‌های سرزنش و ملامت قرار دارد،در هفت بخش به مسائل مهمی اشاره شده است که هر بخشی ناظر به یکی از مسائل سرنوشت ساز است.نخست، آن حضرت به سراغ مسأله توحید و صفات خدا  و هدف آفرینش جهان و انسان میرود تا نور توحید را بر قلب آنها بپاشد که بدون اصل توحید هیچ کار اصلاحی در جامعه پیش نمی‌رود. سپس مقام والای پیامبر(ص) و ویژگی‌ها و اهداف  و زحمات آن حضرت را یادآور می‌شود تا وظیفه خود را دربرابر اسلام که میراث گرانبهای آن پیامبر والا مقام است،به یاد آورند و از تضییع آن بر حذر باشند.
آنگاه به سراغ اهمیت کتاب الله و اسرار و فلسفه احکام می‌رود تا این کتاب هدایت و نورانی و دستورات آن را به فراموشی نسپرند.
در چهارمین بخش، موضع خود را در برابر نظام حاکم روشن می‌سازد و به معرفی خود می‌پردازد تا نگویند نشناختیم ونفهمیدیم و نمی‌دانستیم.
دخترپیامبر خدا و بانوی جهان با ما سخن می‌گوید و ما را مخاطب ساخته است.
سپس به طوفانی که بعد از رحلت پیامبر(ص)برخاست و حرکات مشکوک و خطوط انحرافی که پیدا شد،اشاره کرده و به همه هشدارمی دهد که دربرابر آنها پناه به قرآن ببرند و حق را به محور اصلی باز گردانند.
آنگاه در ششمین بخش،برای روشن شدن انحراف جریان حاکم، انگشت روی یک نمونۀ روشن گذارده و داستان غصب فدک را پیش می‌کشد و نشان می‌دهد که چگونه سفارش أکید پیامبر(ص)،در این زمینه به فراموشی سپرده شد.
سرانجام و در آخرین بخش از خطبه خود،در برابر کارشکنی و توطئه بعضی از مهاجران رو به طایفه  انصار کرده از آنها استمداد می‌جوید تا یاری کنند و حق به مسیر اصلی و الهی باز گردد.
جالب اینکه در هر بخش،از الفاظی فصیح و بلیغ و پر طنین و عمیق و بیدارگر استفاده می‌کند که خطبه را در ردیف فصیح‌ترین خطبه‌های معصومین علیهما السلام قرار داده است.
سزاوار است که این خطبه غراء، زیب دفاتر و نقش بر خاطر هر غائب و حاضر گردد و به عنوان سندی گران بها ثبت شود.
امیدوارم پیروان مکتب اهل بیت علیهما السلام،مخصوصاً فرزندان آن ها  اعم از جوانان و نوجوانان در حفظ  این خطبه بکوشند و آن را با محتوای  عالی آن به خاطر بسپارند و چراغ راه زندگانی خویش قرار دهند و راهنمای خود سازند.
آیت الله نوری همدانی
بسم الله الرحمن الرحیم
اکنون که با توفیق خداوند متعال و تفضل صاحبان مقام ولایت ، یعنی اهل بیت علیهما السلام ، منظور ما از شرح احوال صدیقه کبرا حضرت زهرا سلام الله علیها ، معرفی عالی‌ترین الگو بانوان مسلمان است،لازم است درباره خطابه ای که آن حضرت ،بعد از جریان‌های غمباری که پس از ارتحال پیغمبر اسلام(ص) به وقوع پیوست،در مسجد پدر بزرگوارش ایراد کردو نشان دهنده تعهد اجتماعی بانوان اسلامی است،نیز بحث مختصری انجام بدهیم و درس هایی از این خطبه غرا فرا بگیریم.
خطبه حضرت زهرا سلام الله علیها فریادی است از حلقوم فریادگری که طنین آن تا قیامت باقی است.
خطبه حضرت صدیقه کبرا فاطمه زهرا سلام الله علیها،از ذخائر ارزشمندی است که از جهت فصاحت و بلاغت و صلابت و متانت کلام و قدرت استدلالی، بسیار فوق العاده است و می‌توان گفت شعاعی از نور نبوت و پرتوی از عظمت رسالت پدر بزرگوارش،پیغمبر اسلام(ص)،می باشد که علمای بزرگ شیعه،مانند شیخ صدوق وشیخ مفید و سید مرتضی و شیخ طوسی و امثال این ها،در طی قرون و اعصار،آن را به عنوان دلیلی بر حقانیت تشیع ذکر کرده و به آن استناد نموده اند.
زید مجاهد شهید،فرزند برومند امام سجاد علیه السلام می‌گوید: پیرمردان و بزرگان آل ابوطالب همه این خطبه را از پدران خود نقل می‌کردند و به فرزندان خود تعلیم می‌دادند و بزرگان شیعه همیشه این خطبه را برای یکدیگر نقل می‌نمودند و آن را به یکدیگر درس می‌دادند.
این اهتمام برای این بود که شیعیان این خطبه را سندی برای حقانیت شیعه و بهترین دلیل برمظلومیت خاندان رسالت (ع)،می دانستند و معتقدند که محتوای این خطبه،فریادی است که از حلقوم فریاد گری برخاست که پاره تن پیامبر(ص)، و نور چشم و جگر گوشه و مایه شادمانی دل اوست و خداوند در آیۀ تطهیر به عصمت او گواهی داده و حضرت پیغمبر(ص)،دست او را می‌بوسیدند و برای احترام او از جا برمیخواسته و او را در صدر مجلسش می‌نشانده است.
و بالاخره،این خطبه آوائی است که طنین آن در فضای روزگار تا قیامت باقی است و تولی و تبری را تکرار می‌کند.
موقعیت مهم و حساس خطبه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها با توجه به این موضوع روشن می‌شود که فقط ده روز تقریباً از مصیبت بزرگ ارتحال رسول اکرم(ص)،گذشته و در همین مدت کوتاه،مصیبت‌های بسیار بزرگی برای دختر پیغمبر(ص)،رخ داده است و این حوادث جانکاه،او را برای اعتراض و اتمام حجت به مسجد کشاند و این خطبه آتشین را ایراد کرده است.این خطبه با عظمت، از آن جا که در طی قرون و اعصار در کتب حدیث و تاریخ به طور مکرر و مستند ذکر شده است دارای سند قطعی و جایگاه بلند است و انبوه اسناد و مدارک آن،اعتبار قطعی به آن بخشیده و نقل‌های فراوان مورخان،آن هم از فرقه‌ها و مذاهب مختلف،تردیدی درصحت آن باقی نگذاشته است.
برخی از پژوهشگران،بیش از شصت مأخذ برای خطبه معرفی کرده اند و اهل بیت عصمت علیهما السلام،عنایت زیادی به حفظ آن داشته اند.علامه سیدعبدالحسین شرف الدین می‌نویسد: اهل بیت علیهما السلام فرزندان خویش را به حفظ آن وا می‌داشتند،همان گونه که به حفظ قرآن وادار می‌کردند.
سید محسن امین می‌گوید:این خطبه،خطبه ای بلند و گران سنگ است که در اوج فصاحت و بلاغت و متانت و استدلال محکم و خلل ناپذیر قرار دارد.اربلی محدث بزرگ قرن هفتم می‌نویسد:این خطبه از دلپذیرترین خطبه‌ها است و از نظر بلاغت و رسانی نوآوری‌های فراوان دارد.پرتوی از نبوت و شاخساری از گلزار رسالت درآن به چشم می‌خورد.
آیت الله شبیری زنجانی
بسم الله الرحمن الرحیم
یکی از مواریث والای اهل بیت پیامبر(ص)،که از دستبرد تطاول روزگار سالم مانده و چون امانتی گرانبار،به دست ما رسیده، خطبه گهربار حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا سلام الله علیها است. صرف نظر از مضامین درخشان آن اسناد متعدد این خطبه  مصادر گوناگونی  که آن را نقل کرده است. اطمینان به صدور آن را به دنبال دارد.از دیر باز، مشایخ آل ابی طالب آن را از پدران خویش روایت کرده و آن را به فرزندانشان می‌آموختند و این سخن گرامی به عنوان متنی درسی در میان مشایخ شیعه دست به دست می‌گشته است. تلألؤ نور و تجلی وجود بضعه پیامبر خاتم و محبوبه سرآمد بنی آدم،آمیزه ای از زیبایی و کمال و شکوه و جلال و خرد و احساس را به نمایش گذاشته است.
این خطبه،مصداق اتم کریمه«أدع الی سبیل ربک بالحکمة و الموعظة الحسنة و جادلهم بالتی هی  أحسن؛سوره نحل/آیه 125»،است که در آن عصارۀ رسالت حضرت ختمی مرتبت،و خلاصه دین و شریعت و آموزه‌های بنیادین دانش‌های اسلامی- از عقاید و اخلاق و فقه و حدیث و تفسیر و تاریخ ادب و آیین داد رسی و شیوه سخنوری و درس اخلاق و زندگی- گنجانده شده است،این والا سخن تنها یک احتجاج نامه نیست،بلکه نظام نامه معرفتی اسلام و آیین جامع دین الهی است.
بزرگان بسیاری به جستجو در زوایای مختلف این بنای معرفت پرداخته و هر یک به فراخور فهم و درک خویش از آن سخن گفته اند،ولی شناخت ژرفای سخن آن عالمه غیر معلمه،برای عقول قاصر بشر میسرنیست این خطبه،از سنخ احادیث  قدسی است که از مصدر ربوبی صادرشده و بر زبان آن محدثه علمیه جاری گشته است و انوار آن، درکلمات فرزندان معصوم آن بانوی دو عالم درخشیده است  و احادیث گرانقدر ائمه معصومین علیهما السلام ، به ویژه امام رضا علیه السلام،در تبیین توحید و رسالت و معاد و فلسفه احکام ، ریشه  در این خطبه دُرر بار دارد.
مردم ایران که تارو پود درخشان از عشق به اهل بیت عصمت و طهارت علیهماالسلام ،بافته شده است،در هر مناسبتی،با ذکر فضایل و مناقب آن بزرگواران ،به محضر مقدسشان عرض ادب می‌کنند و از دریای احسان این عزیزان پروردگار جرعه می‌نوشند.قرائت خطبه حضرت زهرا از سنت‌های ارزشمند مردمان این مرز و بوم است که پیوند آنان را با پیشوایان الهی استوار‌تر میسازد.جا دارد که این سفره معرفت ربوبی،هر چه بیشتر،گسترده‌تر گردد و جان طالبان حقیقت را از شراب طهور ربانی سیراب سازد.
هرگونه تلاش در تعمیق و تعمیم این سنت والا و رساندن پیام آن به تشنگان معرفت از هر قوم و ملیت و دین و آیین،خوشنودی حضرت سبحان را به همراه دارد.
انشاءالله خداوند ما را شاکر نعمت ولایت ائمه طاهرین علیهما السلام قرار داده و در فرج ذخیره الهی،حضرت ولی عصر(عج)تعجیل فرماید.
آیت الله جوادی آملی
بسم الله الرحمن الرحیم
اگر در جهان سخن از حمایت زن و گرامی داشت مقام زن است،باید از بانوی دوعالم صدیقه کبرا یاد بگیرند و شما بزرگواران الگو پذیری مردان و زنان را با این خطبه به جهان ارائه می‌کنید.
سر اینکه خطبه جهانی وجود مبارک صدیقه کبری توانست به میراث فرهنگی راه پیدا کند و ثبت ملی شود و قداست ناملموس را به خود اختصاص دهد،این است که این ذات مقدس،همانند ذوات مقدس ائمه اطهار علیهما السلام،چیزی جز قرآن  نمی‌گویند.«و ان هذا القرآن یهدی للتی هی اقوم». و اگر قرآن،جهانی است و از سوی جهان آفرین و جهان بان به مردم جهان رسیده است،این خطبه نیز هم همان پیام را دارد.
خاطره ای را از استادمان علامه طباطبایی نقل کنیم تا روشن شود که چرا جهان  می‌پذیرد که خطبه زهرا سلام الله علیها می‌تواند  ثبت جهانی ملی شود.
خطبه ای است در نهج البلاغه که حضرت امیر علیه السلام آن را در هنگام قرائت آیه شریفه«الهکم التکاثر» ایراد فرموده اند. ابن ابی الحدید معتزلی در شرح آن خطبه می‌گوید که من از پنچاه سال قبل تاکنون ، بیش از هزار بار این خطبه را خوانده ام،و هر بار که این خطبه را خواندم برایم تازگی داشت و مطلب جدیدی کشف می‌کردم.و این خطبه ازنظر اوج معرفتی به حدی رسیده است که اگر همه‌ی سخن شناسان و ادیبان جمع شوند و این خطبه خوانده شود،سجده می‌کنند،همانطور که بعضی از آیات قرآن کریم سجده دارد،برخی از خطبه‌های علی بن ابی طالب علیه السلام،سجده دارد.این راجناب ابن ابی الحدید در شرح خطبۀ الهکم التکاثر نقل می‌کند.
من این جریان را به عرض استادمان مرحوم علامه طباطبایی رساندم،عرض کردم : این اغراق نیست که انسان در برابر خطبۀ علی بن ابی الطلب سجده کند؟ فرمود: خیر،این وصف به حال متعلق موصوف است،زیرا همان معارف قرآنی است که در خطبه‌های علی علیه السلام تجلی کرده است. این سجده در حقیقت برای کلام خداست.
بنابراین،همان کلام،همان معارف،همان معانی بلند سامی و عالی، در خطبه‌های نورانی صدیقه کبری سلام الله علیها تجلی کرده است.اگر جهان در پیشگاه قرآن خاضع است؛اگر همۀ ما در ساحت قدس این کلام خطبه خاضع و خاشع هستیم، این کلام از همان«ان هذا القرآن یهدی للتی هی اقوم» گرفته شده است،نه از جای  دیگر،چون از خدا گرفته است،جا دارد انسان درپیشگاه آن سر بساید و خضوع کند. لذا تلاش و کوششی که نظام اسلامی،مسؤولان محترم و شما بزرگواران انجام داده اید که این را به ثبت ملی رسانیده اید،باید بدانید که«نکتب ما قدموا وآثارهم».
قرآن از شما حمایت می‌کند و اهل بیت از شما حمایت می‌کند و خدا از شما حمایت می‌کند و این‌ها احیای کلمۀ دین است و احیای معارف است. این چنین نیست که این‌ها فقط این را بخوانند و به عنوان تزیین داشته باشند،بلکه قدم به قدم و کلمه کلمه دارند روی آن‌ها کار می‌کنند.
آیت الله جعفری سبحانی
بسم الله الرحمن الرحیم
دخت گرامی پیامبر، فاطمه اطهر سلام الله علیها،پرتویی از نور الهی است و بیت رفیع او از بیوتی که همگان برتکریم آن فراخوانده شده اند،و پدربزرگواراو، بیت او را از برترین بیوت الهی خوانده که قرآن درباره آن می‌فرماید:«فی بیوت اذن الله ان ترفع».
در شأن و منزلت او همین بس که خداوند او را کوثر نامیده و پیامبر خدا،خشنودی و خشم او را محور خشنودی وخشم خدا معرفی کرده و او را سرور زنان جهان خوانده است. پس از رحلت پدر بزرگواراو،گردبادهای توفنده وزید و دل‌های گروهی از یاران رسول خدا را لرزاند، ولی ذریه پاک او، به سان کوه، در برابر طوفان‌های سهمگین ایستاد و با خطبه آتشین  خود تشیع را تثبیت کرد؛برآزمندی‌های نامحرمان نسبت به مقام منبع خلافت و وصایت، دست رد زد و تا روز رستاخیز، با سخنان خود،بی اساس بودن شورای سقیفه را روشن کرد.خطبه آن حضرت، یک جهان حقایق دارد.
نخست درباره توحید خدا و نعمت‌های بی پایان او سخن می‌گوید؛ آنگاه به شرح رسالت پدر بزرگوارش می‌پردازد که چگونه او را برگزید و آثاری درجامعه نهاد و جامعه عرب را از زندگی پست و بی ارزش،به عالی‌ترین مقام رساند؛ سپس درباره اهل بیت او و آیاتی که در حق آنان نازل شده سخن می‌گوید و خیر براساس«نحن الانبیاء لا نورث» را به چالش میکشد و با آیات قرآنی آن را مردود می‌شمارد...
شایسته است که علاقمندان ،فرزندان خود را با این خطبه و حفظ آن و ترجمه آن آشنا سازند که یگانه اثر از کوثر زمان است.
 منبع:کتاب همراه با بانوی مینوی
«روابط عمومی هیئت مکتب عترت طه(ص)»
«آذربایجانی‌های مقیم تهران»


نظرات

ارسال نظر

پست الکترونیک شما در بخش نظرات عمومی منتشر نخواهد شد.